محمد رضا واليزاده معجزى
663
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
نكند ، در حدود ده هزار نفر را تحتالسلاح آورده و سر آلمانها كلاه مىگذاشت ، در حالتى كه آلمانها براى اطفاء نايره پولدوستى نظام السلطنه ماهى پنج هزار تومان حقوق براى شخص او تعيين كرده بودند كه بيشتر از پانصد هزار تومان در اين زمان مىباشد . زيرا بهاى هرچيزى را كه با آن زمان مقايسه كنيم از صد برابر هم تجاوز مىكند و بسيار جاى شگفتى است كه چنان پول هنگفتى چشم حرص او را پر نساخته است . يك نفر از نزديكان نظام السلطنه نقل مىكرد كه در روزهايى كه آلمانها يا عثمانىها مىخواستند بابت مواجب يك ماه سواران و تفنگچيان به نظام السلطنه پول بدهند ، او با عجله عدهاى از محارم و خصيصين خود را خواسته و مىگفت : " يا اللّه معطل نشويد و آدم جمع كنيد . ما هم اين طرف و آن طرف هرچه اشخاص ولگرد و بيكار بود ، جمع كرده و با پرداخت مبلغ ناچيزى آنها را در ميدان جهت سان حاضر مىكرديم و مستشاران نظامى آلمان و عثمانى آنها را شمرده ، بابت هر سوار ماهى بيست تومان و براى هر پياده تفنگچى ده تومان يكجا به نظام السلطنه پول مىدادند و او با اين پول هنگفت مواجب عده قليلى از سواران و تفنگچيان واقعى را داده و باقيش را به جيب خود مىريخت و گويا در اواخر كار تا اندازهاى هم دست او را خوانده بودهاند . چنانكه گفتيم اگر واقعا نظام السلطنه " دندان حرصش را مىكند " و براى خاطر پول اسباب رنجش لرستانيان را فراهم نمىساخت « 1 » و بهجاى ليرهاندوزى از احساسات تند لرستانيان عليه روسيه استفاده مىكرد و آنها را براى پول از ادامه خدمت دلسرد نمىساخت و از اين مردان و جوانان سلحشور نيروى مهمى فراهم مىآورد ، مسلما روسها را از مملكت خارج مىساخت و در نتيجه كشور ايران آنطور گرفتار خسارت و گرانى و بيمارى و صد نوع بدبختى و فلاكت نمىشد . بدبختانه نظام السلطنه كه با متحدين ( آلمان و عثمانى و غيره ) روى هم ريخته بود ، در نتيجه پولدوستى مواجه با شكست و بدبختى شد و در هر جبههاى شكست مفتضحانه خورد و عده كثيرى از ايرانيان مقيم عثمانى را به كشتن داده و خود را نزد خودى و بيگانه شرمنده و سرافكنده ساخت بهطورى كه در پايان اين ماجراها ناچار شد مدتى را در اروپا بگذراند تا مرور زمان كارهاى او را به دست فراموشى بسپارد .
--> ( 1 ) . وقتى كه لرستانيان احساس كردند غرض نظام السلطنه فقط انباشتن جيب است و آنها براى وى وسيله استفاده سرشار از آلمانها شدهاند ، در صورتىكه مىخواهد خود آنها را با مبلغ ناچيزى فريب دهد و به جانبازى وادارد ، از او جدا شده به خانههاى خود برگشتند . منجمله امير منظم با هفتصد نفر كه از طوايف حسنوند ، يوسفوند و كوليوند با خود آورده بود ، در بين راه از او جدا شد و عده ديگر نيز دستهدسته او را رها ساختند و از لرستانيان نيمى كمتر باقى ماند .